• امروز : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴
5

دود، خوزستان را حلق‌آویز کرد

  • کد خبر : 1016
  • ۰۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۹
دود، خوزستان را حلق‌آویز کرد

دود، خوزستان را حلق‌آویز کرد در خوزستان این روزها دود فقط از زمین بلند نمی‌شود؛ از آسمان هم می‌بارد. چشم‌های قرمز نشانی از بی‌خوابی نیست؛ سرفه‌های بی‌امان، اشک‌های بی‌اختیار و نفس‌های بریده، روایت مردمی است که هوا به حلقشان چنگ می‌اندازد. پیام‌های فوریِ در گوشی‌ها، حوالی ساعت ۲۱ شب، خبر از تعطیلی فردا به دلیل […]

دود، خوزستان را حلق‌آویز کرد

در خوزستان این روزها دود فقط از زمین بلند نمی‌شود؛ از آسمان هم می‌بارد. چشم‌های قرمز نشانی از بی‌خوابی نیست؛ سرفه‌های بی‌امان، اشک‌های بی‌اختیار و نفس‌های بریده، روایت مردمی است که هوا به حلقشان چنگ می‌اندازد.

پیام‌های فوریِ در گوشی‌ها، حوالی ساعت ۲۱ شب، خبر از تعطیلی فردا به دلیل آلودگی هوا می‌دهند؛ یادآور همان دلهره‌ای که دهه‌شصتی‌ها هنگام شنیدن آژیر قرمز داشتند. آن زمان صدای آژیر یعنی حملهٔ هوایی؛ امروز اما حمله‌ای در کار نیست—این‌بار خودِ هواست که هجوم آورده و بر سرمان آوار شده است. آن روزها زیرزمین پناهگاهمان بود؛ تا اعلام وضعیت سفید همان‌جا می‌ماندیم. امروز اما هیچ‌جا امن نیست، جز اینکه نفس نکشیم.

 

غیر دود هیچ نیست. دودی که یک روز می‌گویند از هورالعظیم عراق بلند شده، روز دیگر از دل کارخانه‌ها، و فردایش از شعله‌های بی‌پایان فلرها. هرچه هست و از هر کجا می‌آید، راه را گم نمی‌کند؛ مستقیم و بی‌واسطه به حلق‌مان می‌رود. ای کاش نمایندگان در کنار خط سفید، قانونی هم برای وضعیت سیاه خوزستان تصویب می‌کردند

هویزه، سوسنگرد، بستان، رفیعه، اهواز، آبادان، خرمشهر، شوش، شوشتر و دزفول… یکی پس از دیگری زیر آسمانی دودآلود نفس می‌کشند؛ یا بهتر بگویم، تلاش می‌کنند نفس بکشند. تمام این پهنه، از کرانه‌های کارون تا نیزارهای یادگار هور، امروز در مه غلیظی از دود دفن شده است.

امسال حتی یک روز هم در اهواز «هوای پاک» ثبت نشد. شهری که روزگاری نسیم کارون جان مردم را تازه می‌کرد، حالا در محاصرهٔ ذراتی است که دیده نمی‌شوند اما هر روز بخشی از جانمان را می‌برند. تمام هنر «کمیته اضطرار آلودگی هوا» هم خلاصه شده در یک جملهٔ تکراری: فردا تعطیل است. نه برنامه‌ای، نه راهکاری، نه تغییری؛ فقط یک مُسکن بی‌اثر برای زخمی که هر روز عمیق‌تر می‌شود.

اینجا دیگر دورکاری معنایی ندارد؛ سال‌هاست مردم خوزستان در «دودکاری» زندگی می‌کنند، با هر نفسی که می‌کشند. جنگ اگر آن روزها با تیر و خمپاره جان می‌گرفت، امروز با نفس کشیدن. آن روزها مرگ آنی بود؛ امروز ذره‌ذره. آن روز دشمن جان می‌گرفت؛ امروز دوست، هوا، همان چیزی که باید زندگی بدهد، زندگی را می‌گیرد.

و ما مانده‌ایم در سرزمینی که جنگ برایش تمام نشد؛ فقط شکلش عوض شد. از صدای آژیر و خمپاره، به سکوتی سنگین رسیده‌ایم که در آن هیچ صدایی شنیده نمی‌شود، جز خس‌خس سینه‌هایمان.

لینک کوتاه : https://mobinjonoub.ir/?p=1016
  • نویسنده : ابراهیم متین‌سیرت

اخبار مرتبط

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0