فولاد ایران زیر فشار انرژی؛ یک گام دیگر تا سقوط کامل
اردشیر سعدمحمدی هشدار داد: فولاد ایران در آستانه تکرار بحران برق و گاز / ساختار ۲۵ ساله سیاستگذاری دیگر پاسخگو نیست
در نشست تخصصی بررسی چشمانداز صنعت فولاد ایران که در اولین روز نمایشگاه بینالملی فولاد به میزبانی روزنامه دنیای اقتصاد برگزار شد، اردشیر سعدمحمدی، مدیرعامل شرکت توسعه معادن و فلزات (ومعادن)، با نگاهی انتقادی و تحلیلی نسبت به روندهای کنونی هشدار داد که صنعت فولاد در آستانه ورود به بحرانی مشابه برق و گاز قرار دارد؛ بحرانی که ریشه آن را نه در کمبود منابع، بلکه در فرسودگی ساختار تصمیمسازی و بیبرنامگی مدیریتی دانست.
او در ابتدای سخنانش با اشاره به بحثهای اخیر درباره انرژی ارزان برای فولاد گفت: «بحث ارزان بودن حاملهای انرژی برای صنعت فولاد امروز دیگر صادق نیست. اگر بهصورت عددی و دقیق مقایسه کنیم، ایران در شرایط کنونی، انرژی را با قیمتی نهچندان پایینتر از میانگین جهانی در اختیار تولیدکنندگان قرار میدهد. این تصور که فولاد ایران با انرژی یارانهای تولید میشود، دیگر پایه کارشناسی ندارد.»
به گفته سعدمحمدی، بررسی شاخصهای مالی شرکتهای بزرگ فولادی در ششماهه نخست امسال نشان میدهد که حاشیه سود صنعت فولاد بهوضوح در حال کاهش است.
او تأکید کرد: «افزایش هزینههای تولید، رشد قیمت مواد اولیه و فشار ناشی از نوسان ارزی باعث شده که فولادسازان حتی در شرایطی که قیمت جهانی محصول بالا رفته، با افت سودآوری مواجه شوند. اگر این روند ادامه یابد، بخش بزرگی از فولاد کشور وارد منطقه زیان خواهد شد.»
🔹 ساختار سیاستگذاری فرسوده و تکهتکه
مدیرعامل شرکت توسعه معادن و فلزات، ریشه اصلی نابسامانی در زنجیره فولاد را در ساختار قدیمی تصمیمسازی دانست و با صراحت گفت: «ما هنوز با ساختاری ۲۵ ساله اداره میشویم. زمانی شرکت ملی فولاد ایران محور تصمیمگیری بود و معادن، زغالسنگ، ذوبآهن و فولاد خوزستان زیر چتر واحدی حرکت میکردند. اما حالا هر بخش متولی خاص خودش را دارد، با سیاستگذار جدا و منافع متفاوت. در چنین شرایطی طبیعی است که هیچ تصمیم واحد و منسجمی برای آینده این صنعت گرفته نشود.»
او افزود: «در حال حاضر، حتی در بخش زغالسنگ هم متولی مشخصی وجود ندارد. سیاستگذاریها پراکنده و بخشی است، و هیچ نهادی حرف آخر را نمیزند. این تکهتکه بودن قدرت تصمیمگیری باعث شده سیاستها نه بر مبنای منافع ملی، بلکه بر اساس ملاحظات جزئی شکل گیرد.»
سعدمحمدی تأکید کرد که این ساختار سنتی دیگر پاسخگوی شرایط امروز اقتصاد و بازار جهانی نیست و باید بهسرعت بازنگری شود:
«در دنیایی که تصمیمها لحظهای گرفته میشود، ما هنوز با مدلهای کند و فرسوده اداره میشویم. دنیا منتظر ما نمیماند.»
🔹 خطر اضافهظرفیت و تکرار تجربه تلخ انرژی
وی با اشاره به سرمایهگذاریهای گسترده در تولید آهن اسفنجی و فولاد خام، ادامه داد: «با روند فعلی، طی سه سال آینده ظرفیت تولید فولاد ایران از ۵۵ میلیون تن فعلی به حدود ۷۵ تا ۸۰ میلیون تن خواهد رسید. در حالیکه بازار داخلی کشش چنین ظرفیتی را ندارد و تقاضای صادراتی هم به دلیل محدودیتهای بینالمللی با ابهام روبهروست.»
سعدمحمدی این وضعیت را هشدار برای اضافهتولید بدون بازار توصیف کرد و گفت: «اگر برنامهریزی نکنیم، سه سال دیگر با همان سرنوشتی روبهرو میشویم که امروز در بخش برق و گاز گرفتار آن هستیم. اضافهظرفیت، هزینه بالا، افت سود و در نهایت بحران اقتصادی. باید از امروز برای سه سال آینده تصمیم بگیریم، نه اینکه در دقیقه ۹۰ دست به اقدام بزنیم.»
🔹 عقبماندگی تکنولوژیک؛ تهدیدی پنهان برای رقابتپذیری
سعدمحمدی در بخش دیگری از سخنانش به موضوع فناوری تولید اشاره کرد و گفت: «جهان از ما عبور کرده است. امروز ورقهای فولادی در صنعت خودروسازی دنیا سبکتر، مقاومتر و ارزانتر از نمونههای ما تولید میشوند. ما هنوز در سطح فناوری قدیم ماندهایم. اگر قرار است در بازارهای جهانی بمانیم، باید در تکنیک تولید، فرآیندهای کیفی و نوآوری سرمایهگذاری جدی کنیم.»
او این ضرورت را نه صرفاً خواستهای فنی بلکه الزامی راهبردی برای بقا در بازار جهانی فولاد توصیف کرد.
🔹 زنجیره ناقص و حلقه گمشده کوک سوزنی
مدیرعامل «ومعادن» در ادامه به موضوع تکمیل زنجیره تولید اشاره کرد و گفت:« بعد از بیش از بیست سال، توانستهایم پروژه الکترود گرافیتی اردکان را به سرانجام برسانیم. اما اگر ماده اولیه، یعنی کوک سوزنی، در داخل کشور تولید نشود، این پروژه از نظر اقتصادی توجیهپذیر نخواهد بود. امروز قیمت کوک سوزنی در بازار جهانی بالاست و اگر بخواهیم آن را وارد کنیم، الکترود داخلی ما در برابر واردات شکست میخورد.»
او افزود: «دانش تولید کوک سوزنی را داریم و باید آن را در کشور بومی کنیم تا زنجیره فولاد از معدن تا الکترود، یکپارچه شود و هزینه نهایی تولید کاهش یابد.»
🔹 ظرفیت مغفول ایران در تولید فرآلیاژها
سعدمحمدی در ادامه از توانمندیهای ایران در حوزه تولید فرآلیاژهای خاص سخن گفت و تأکید کرد:
«ایران از نظر مواد اولیه برای تولید فرآلیاژها یکی از کشورهای غنی دنیاست. وانادیوم، تنگستن، تیتانیوم و مولیبدن در کشور موجود است و ما توان فنی تولید همه این آلیاژها را داریم. اما مشکل اصلی، نبود برنامهریزی و مدیریت منسجم است. اگر نگاه توسعهای و هماهنگ وجود داشته باشد، ایران میتواند هاب تولید فرآلیاژ در منطقه شود.»
🔹 تصمیمگیری آنلاین به جای نظام بوروکراتیک
وی با انتقاد از کندی تصمیمگیریها در سیاستگذاری فولاد افزود: «نمیتوان در دنیایی که تصمیمات بر پایه لحظه و دادههای روز گرفته میشود، برای هر موضوعی ماهها جلسه گذاشت و تازه بعد از امضا، موضوع از اصل خودش فاصله بگیرد. فولاد ایران نیازمند یک سامانه هوشمند و آنلاین تصمیمسازی است تا سیاستها براساس واقعیت بازار، عرضه و تقاضا و شرایط جهانی اتخاذ شود.»
او تصریح کرد:«در دنیای امروز ممکن است تصمیم امروز با تصمیم فردا متفاوت باشد؛ باید این واقعیت را بپذیریم و ساختارمان را بهروز کنیم.»
🔹 لزوم حضور فعال در بازارهای خارجی
مدیرعامل شرکت توسعه معادن و فلزات در پایان سخنان خود با اشاره به ابهام در آینده صادرات فولاد گفت: «احتمال اینکه در دو سال آینده بتوانیم صادرات پایداری داشته باشیم روشن نیست. برای همین باید در کشورهای دیگر بسترهایی ایجاد کنیم تا شرکتهای ایرانی بتوانند شمش را به آن کشورها ببرند، در همانجا با فناوری روز تبدیل به محصول نهایی کنند و ارزش افزوده بیشتری بهدست آورند.»
سخنان اردشیر سعدمحمدی را میتوان یکی از صریحترین هشدارهای سالهای اخیر درباره آینده صنعت فولاد ایران دانست؛ هشداری که نه از سوی یک منتقد بیرونی، بلکه از درون بدنه مدیریتی و در قلب زنجیره معدن و فولاد کشور بیان شد. او تصویر دقیقی از وضع موجود ترسیم کرد: صنعتی که زمانی مزیت راهبردی ایران بود، امروز میان سه بحران در حال فرسایش است — بحران تصمیمسازی، بحران انرژی، و بحران تکنولوژی.
از نگاه سعدمحمدی، فولاد ایران دیگر نه انرژی ارزان دارد، نه حاشیه سود مطمئن، و نه سیاستگذار واحد. ساختار سنتی و تکهتکهای که بیش از دو دهه پیش شکل گرفت، امروز به مانعی برای توسعه تبدیل شده است. او با صراحت میگوید که این ساختار دیگر پاسخگو نیست؛ چراکه تصمیمها کند، پراکنده و گاه متناقضاند، و هیچ مرجع واحدی وجود ندارد که مسیر آینده را هدایت کند.
مدیرعامل شرکت توسعه معادن و فلزات با یادآوری تجربه تلخ برق و گاز، هشدار داد که صنعت فولاد هم در مسیر تکرار همان بحرانها قرار گرفته است. ظرفیتهای تولید بهسرعت در حال افزایشاند، اما تقاضا محدود است و زیرساخت انرژی تاب این حجم از تولید را ندارد. به بیان دیگر، ایران در آستانه تولید فولادی قرار گرفته که نه میتواند صادر شود، نه مصرف شود، و نه برق و گاز لازم برای ادامه تولیدش تضمین شده است.
سعدمحمدی در این میان از عقبماندگی تکنولوژیک نیز بهعنوان تهدیدی خاموش یاد کرد؛ تهدیدی که ممکن است آرام اما پیوسته فولاد ایران را از میدان رقابت جهانی حذف کند. جهان در مسیر فولادهای سبکتر، مقاومتر و هوشمندتر حرکت میکند، در حالیکه ایران هنوز درگیر همان الگوهای قدیمی و فرآیندهای پرهزینه است. از نگاه او، تغییر در تکنیک تولید، دیگر انتخاب نیست، بلکه شرط بقاست.
او همچنین زنجیره ناقص تولید را یادآور شد؛ از پروژه الکترود گرافیتی اردکان گرفته تا نیاز به تولید کوک سوزنی در داخل کشور. در واقع، سعدمحمدی بهدرستی بر این نکته انگشت گذاشت که بدون تکمیل زنجیره داخلی، هر گامی در تولید فولاد، وابستگی تازهای ایجاد میکند. در کنار این، او بر ظرفیتهای مغفول ایران در تولید فرآلیاژهای استراتژیک تأکید کرد — ظرفیتی که در سایه نبود برنامهریزی، هنوز به فرصت اقتصادی تبدیل نشده است.
اما شاید مهمترین بخش سخنان او نه در نقدها، بلکه در راهکارها نهفته باشد. سعدمحمدی خواهان بازتعریف کامل ساختار مدیریت صنعت فولاد شد؛ از تصمیمسازیهای متمرکز و کند، به سمت سیاستگذاری لحظهای، دادهمحور و بر پایه واقعیتهای بازار جهانی. او پیشنهاد کرد که انجمنها و نهادهای صنفی باید بهسمت ایجاد سامانههای هوشمند تصمیمگیری بروند؛ جایی که تصمیمات براساس عرضه و تقاضا، شاخصهای جهانی، و تغییرات لحظهای بازار اتخاذ شوند.
در پایان، لحن او بهوضوح رنگ هشدار داشت — هشدار به صنعتی که اگر امروز مسیرش را اصلاح نکند، فردا نه از مزیت انرژی خبری خواهد بود، نه از بازار صادراتی، و نه از جایگاه استراتژیک خود در اقتصاد ایران.
او گفت و تکرار کرد که: اگر امروز تصمیم نگیریم، فردا دیر است. فولاد ایران نباید به سرنوشت برق و گاز دچار شود.»














