زنگ خطر برای دومین صنعت ارزآور ایران
۱۴ میلیارد دلار خسارت، دو میلیون شغل در خطر؛ زنگ خطر برای فولاد ایران
صنعت فولاد ایران، بهعنوان ستون دوم ارزآوری کشور و دهمین تولیدکننده بزرگ فولاد جهان، امروز در یکی از بحرانیترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته است. گزارش آبان ۱۴۰۴ انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران تصویری نگرانکننده از آینده این صنعت مادر ترسیم میکند؛ تصویری که در آن محدودیتهای تحمیلی برق و گاز، در کنار سیاستهای ارزی ناکارآمد، زنجیره تولید فولاد را با اختلالی عمیق و پرهزینه مواجه کردهاند.
بر اساس این گزارش، طی چهار سال گذشته بیش از ۱۴ میلیارد دلار از ثروت ملی کشور تنها به دلیل قطع یا محدودیت برق و گاز در صنعت فولاد از بین رفته است؛ رقمی که ۵.۵ میلیارد دلار آن مربوط به سال ۱۴۰۳ است. این در حالی است که فولادسازان در سال گذشته فقط یک ماه بهصورت کامل به برق و گاز دسترسی داشتهاند و در ۱۱ ماه دیگر با محدودیتهای شدید و بعضاً فلجکننده مواجه بودهاند.
پیامد مستقیم این وضعیت، سقوط چشمگیر سودآوری شرکتهای بزرگ فولادی است. حاشیه سود شرکتهای بورسی این صنعت که در سال ۱۳۹۸ حدود ۳۳ درصد بود، در سال ۱۴۰۳ به ۱۲ درصد کاهش یافته و پیشبینی میشود در سال ۱۴۰۴ به حدود ۸ درصد برسد. این افت شدید سودآوری در حالی رخ داده که سهم صنعت فولاد از مصرف برق کشور تنها ۶ درصد است، اما ۱۵ درصد از درآمد صنعت برق از این بخش تأمین میشود. در حوزه گاز نیز فولاد تنها ۵ درصد مصرف را به خود اختصاص میدهد، در حالی که ۳۱ درصد از درآمد شرکت گاز از این صنعت حاصل میشود؛ نشانهای روشن از عدم توازن در سیاستهای قیمتگذاری و فشار مضاعف بر تولیدکنندگان.
بحران انرژی در صنعت فولاد، صرفاً یک مسئله بنگاهی یا صنعتی نیست، بلکه تهدیدی مستقیم برای حدود دو میلیون شغل در زنجیره فولاد و صنایع وابسته به آن از جمله ساختمان، خودرو، لوازم خانگی و واحدهای نوردی محسوب میشود. کاهش تولید فولاد، بهصورت دومینووار سایر بخشهای صنعتی و خدماتی را نیز تحت تأثیر قرار داده و پیامدهایی چون بیکاری، کاهش سرمایهگذاری، افت درآمد خانوارها و تشدید فشارهای اقتصادی را به دنبال دارد.
از سوی دیگر، تداوم این شرایط، جایگاه جهانی ایران در صنعت فولاد را نیز با تهدید جدی مواجه کرده است. افت تولید و صادرات، کاهش درآمد ناخالص ملی و تضعیف توان رقابتی، میتواند جایگاه دهم جهانی فولاد ایران را در بازارهای بینالمللی بهراحتی از بین ببرد؛ جایگاهی که طی سالها با سرمایهگذاری سنگین و هزینههای فراوان به دست آمده است.
آنچه امروز صنعت فولاد ایران تجربه میکند، نه یک بحران مقطعی و نه صرفاً نتیجه ناترازی فصلی انرژی است؛ بلکه حاصل سالها تعلل در تصمیمگیری، سیاستگذاریهای ناهماهنگ و نوعی خودتحریمی داخلی است که تولید را به سادهترین قربانی تبدیل کرده است. صنعتی که میتوانست پیشران رشد اقتصادی، اشتغال پایدار و ارزآوری باشد، اکنون به دلیل نبود راهبرد روشن در تأمین انرژی و قیمتگذاری، در مسیر فرسایش تدریجی قرار گرفته است.
ادامه این روند، به معنای از دست رفتن مزیتهای رقابتی، فرار سرمایه، تعطیلی واحدها و تعمیق بحران اشتغال خواهد بود. تجربه سالهای اخیر نشان داده که راهکارهای مقطعی، سهمیهبندیهای موقت و وعدههای کوتاهمدت، نهتنها مشکل را حل نکرده، بلکه هزینههای آن را سنگینتر کرده است. توقف خودتحریمی داخلی، اصلاح ساختار قیمتگذاری برق و گاز، رفع محدودیتهای غیرضرور تولید، تشویق واقعی سرمایهگذاری در نیروگاههای خودتأمین و بازنگری جدی در مقررات ارزی، حداقل اقداماتی است که میتواند مسیر فروپاشی را متوقف کند.
فولاد ایران امروز در نقطهای ایستاده که هر تصمیم اشتباه، هزینهای چندبرابری برای اقتصاد ملی و جامعه به همراه خواهد داشت. اگر سیاستگذار همچنان نسبت به هشدارهای این صنعت بیتفاوت بماند، فردا نهتنها باید پاسخگوی تعطیلی کارخانهها باشد، بلکه باید مسئولیت بیکاری گسترده، کاهش درآمدهای ارزی و تضعیف امنیت صنعتی کشور را نیز بپذیرد. زنگ خطر به صدا درآمده است؛ تأخیر در تصمیمگیری، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ریسک پرهزینه برای آینده اقتصاد ایران است.
















