• امروز : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴

#کارون_خسته،#صبح_اهواز،#پل_هلالی،#پیرمرد_و_پرنده‌ها،#قصه_عشق،#خاطرات_کارون،#طلوع_امید،#اهواز_من،#زندگی_جاری

۲۰آذر
صبحِ بی‌صدا؛ وقتی پیرمرد و کارون دوباره یکدیگر را صدا کردند

صبحِ بی‌صدا؛ وقتی پیرمرد و کارون دوباره یکدیگر را صدا کردند

صبحِ بی‌صدا؛ وقتی پیرمرد و کارون دوباره یکدیگر را صدا کردند هر روز نزدیک غروب، پیرمرد آرام از کوچه‌های قدیمی اهواز عبور می‌کند؛ کوچه‌هایی که هنوز بوی قدم‌های زنی را می‌دهند که یک عمر کنارش بود و رفتنش خانهٔ مرد را خالی نکرد، جهان‌اش را خالی کرد. اما با همین پای پیر، با همین دل […]