• امروز : چهارشنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۴
2

وقتی محراب و مردم یکی شدند؛ در سوگ آیت‌الله سید علی شفیعی

  • کد خبر : 1160
  • ۰۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۶
وقتی محراب و مردم یکی شدند؛ در سوگ آیت‌الله سید علی شفیعی

وقتی محراب و مردم یکی شدند؛ در سوگ آیت‌الله سید علی شفیعی ✅فقیه مردمدار (در رثای علامه سید علی شفیعی) ✍️علیرضا مخبردزفولی در جلسه ای کاری نشسته بودم؛ عادت دارم به احترام مراجعم، به پیامکها توجهی نمی کنم؛ و معمولا زل می زنم در چشم های سخن گوینده!… کمی صدای رسیدن پیامکها، متواتر شد! نگران […]

وقتی محراب و مردم یکی شدند؛ در سوگ آیت‌الله سید علی شفیعی

✅فقیه مردمدار

(در رثای علامه سید علی شفیعی)

✍️علیرضا مخبردزفولی

در جلسه ای کاری نشسته بودم؛ عادت دارم به احترام مراجعم، به پیامکها توجهی نمی کنم؛ و معمولا زل می زنم در چشم های سخن گوینده!…

کمی صدای رسیدن پیامکها، متواتر شد! نگران شدم…زیر چشمی نگاهی به صفحه گوشی کردم. یکی از پیامک ها را باز کردم.

« دکتر جان! آیت الله شفیعی فوت کردند» پیام ۶-۷ کلمه بیشتر نبود؛ ولی طوفان غمی که با خود آورد، دلم را و ذهنم را مثل پر کاهی به آسمان بلند کرد! دیگر نمی فهمیدم عزیزی که روبرویم نشسته چه می گوید!

شده بود مثل فیلمی که صدا نداشت!

زهر تلخ و جانکاه فراق، قاطی شده بود با خاطرات مثل رطب شیرین ارادت و مؤانست با مجتهدی که فقاهت را با عرفان، و عرفان را با خدمت به خلق، و خدمت به خلق را با اخلاص،گره زده بود و چه ترکیب کم مانندی!

همین هفته گذشته نوه ارجمندش سیدعلیرضا شفیعی، انگشتر متبرکی از او برایم هدیه آورد.

آیت الحق سید علی شفیعی(ره) نماد یک عالم وارسته، مردم دار، ساده زیست و الهی بود.

قله شخصیت بلندش هنگامی دست نیافتنی تر شد، که همه این فضائل چشمگیرش، با ارادتی غلیظ و عشقی عمیق به سید و سالار شهیدان حضرت حسین ابن علی(ع) درهم آمیخت.

مجالس روضه ی او در عزای جد غریبش، هرگز ترک نشد.

عمق و به روز بودن دانایی او، در کنار اشراف کم نظیرش بر فنون و هنر فاخر خطابه؛نظم ذهنی،احاطه او بر ادبیات،دایره فراخ واژگان،حافظه قوی، دل با صفا، انس حیرت انگیز با قرآن کریم و اهل بیت شرافت(ع) و پیوند دائمی با مردم، او را به چهره ای منحصر به فرد در استان خوزستان و از جهاتی در ایران مبدل کرده بود.

بگذارید بی تعارف و واضح بنویسم؛داغ فرزند مجاهد و فاضلش سید محسن شفیعی (ره) کمرش را شکست! شک ندارم که اگر این مصیبت جانسوز نبود، آیت الله دوست داشتنی خوزستان، سالهای سال بیش از این عمر می کرد و ایران از وجودش بهره مند تر می بود.

امروز چشم هایی بسته شد؛ که هرگز بر فیض سحر بسته نماند،قلبی از حرکت ایستاد که جز برای مردم نتپید و لبانی از سخن، خاموش شد که از آنها جز خیر و صلاح نتراوید…

امروز رکنی فرو ریخت که تا سالهای سال برپاشدنی نیست …

برای او رحمت و رضوان الهی را طلب میکنم که به پاس عمری پارسایی و مجاهدت در راه خدا،حق اوست.

لینک کوتاه : https://mobinjonoub.ir/?p=1160
  • نویسنده : ابراهیم متین‌سیرت

اخبار مرتبط

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0