چند سؤال ساده
روایتی از قطعی برق روز گذشته در حوزه امتحانی کنکور آموزشکده فنی شهید چمران اهواز
در شرایطی که در موفقیتها همه حاضرند و سهم خود را از آن مطالبه میکنند، اما وقتی حادثهای رخ میدهد، نقصی به وجود میآید یا مشکلی پیش میآید، ناگهان همه به دنبال مقصر دیگری میگردند، یک سؤال ساده باقی میماند:
پاسخگو کیست؟
روز گذشته، ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، همزمان با نخستین روز برگزاری کنکور سراسری، برق حوزه امتحانی آموزشکده فنی مهارت واحد پسران شهید چمران اهواز قطع شد؛ درست در ساعاتی که چندصد داوطلب مشغول پاسخ دادن به سؤالهایی بودند که قرار بود بخشی از آیندهشان را رقم بزند.
طبق اطلاعیه رسمی شرکت توزیع نیروی برق اهواز، ساعت ۸:۰۷ خط تغذیهکننده برق حوزه قطع و مشخص شده یک اصله پایه چوبی شبکه فشار متوسط، به دلیل آتشسوزی سقوط کرده است. این شرکت اعلام کرده پس از حضور گروههای عملیاتی، پایه معیوب جداسازی و ساعت ۸:۴۱ شبکه برقدار و وضعیت برق حوزه عادی شده است؛ یعنی بر اساس روایت رسمی، قطعی برق ۳۴ دقیقه طول کشیده است.
اما شواهد میدانی روایت دیگری دارد و از قطعی نزدیک به ۹۰ دقیقهای برق حوزه امتحانی حکایت میکند.
این اختلاف، اختلاف چند دقیقهای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت؛ اختلافی نزدیک به یک ساعت است.
یک طرف میگوید ۳۴ دقیقه؛ طرف دیگر، شواهد میدانی از نزدیک به ۹۰ دقیقه سخن میگوید.
کدام روایت درست است؟
اگر روایت رسمی صحیح است، گزارش دقیق زمان قطع و وصل برق و گزارش عملیات را منتشر کنید؛ و اگر شواهد میدانی به واقعیت نزدیکتر است، باید روشن شود چرا زمان واقعی قطعی برق با روایت رسمی چنین فاصلهای دارد.
چون برای داوطلبی که در آن تاریکی و گرما نشسته، هر دقیقه اهمیت دارد؛ چه رسد به اختلافی نزدیک به یک ساعت.
اما سؤال بعدی:
اگر علت حادثه آتشگرفتن پایه برق و عامل آن «فرد یا افراد ناشناس» بودهاند، این ادعا بر چه مستندی استوار است؟
آیا این افراد شناسایی شدهاند؟
آیا گزارشی از آتشنشانی یا مراجع انتظامی وجود دارد؟
زمان دقیق وقوع آتشسوزی چه بوده است؟
و از لحظه وقوع حادثه تا حضور گروه عملیاتی در محل، دقیقاً چه مقدار زمان گذشته است؟
شرکت توزیع برق اهواز اعلام کرده بود برای برگزاری کنکور، ۸ گروه عملیاتی در محل حوزهها آمادهباش بودهاند.
پس سؤال طبیعی است:
این گروهها چه زمانی از حادثه مطلع شدند و چه زمانی در محل حاضر شدند؟
آیا باید برویم یقه هر کسی را که به زعم ما «چند فرد ناشناس» است، بگیریم؟
ما نمیگوییم این روایت درست نیست؛
میگوییم مستنداتش را ارائه کنید.
سؤال بعدی، شاید مهمتر از همه:
طبق اطلاعیه رسمی شرکت توزیع برق اهواز، اطلاعرسانی این حادثه ساعت ۱۵:۴۵ منتشر شده است.
اگر حادثه ساعت ۸:۰۷ رخ داده و طبق روایت رسمی برق ساعت ۸:۴۱ وصل شده، چرا اطلاعرسانی رسمی بیش از هفت ساعت بعد انجام شد؟
در فاصله ۸:۴۱ تا ۱۵:۴۵ چه اتفاقی افتاد؟
چرا درباره حادثهای که چندصد داوطلب را در حساسترین لحظات آزمون تحت تأثیر قرار داده بود، اینهمه سکوت وجود داشت؟
این سؤال فقط متوجه شرکت توزیع برق اهواز نیست.
آموزش و پرورش خوزستان چه میگوید؟
فرمانداری اهواز چه میگوید؟
سازمان آتشنشانی چه میگوید؟
نمایندگان مردم اهواز چه میگویند؟
و سازمان سنجش درباره تأثیر این اتفاق بر شرایط آزمون داوطلبان آن حوزه چه نظری دارد؟
ما دنبال مقصرسازی نیستیم.
دنبال این نیستیم که یک نفر را مقصر معرفی کنیم و پرونده را ببندیم.
ما میخواهیم بدانیم دیروز دقیقاً چه اتفاقی افتاد، مسئولیت با چه کسی بود و برای جلوگیری از تکرار آن چه اقدامی انجام شده است.
امروز، ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، روز دوم کنکور است.
داوطلبان امروز هم همان امیدی را دارند که داوطلبان دیروز داشتند.
پس سؤال فقط این نیست که:
دیروز چه شد؟
سؤال مهمتر این است:
امروز چه تضمینی وجود دارد که دوباره تکرار نشود؟
و یک نکته مهم دیگر نیز در اطلاعیه رسمی شرکت توزیع برق اهواز آمده است: بر اساس دستورالعملها، مراکز حساس و مهم باید مجهز به دیزل ژنراتور برق اضطراری باشند.
پس درباره حوزه امتحانی کنکور شهید چمران نیز باید روشن شود:
آیا این حوزه به برق اضطراری مجهز بوده است؟
اگر بوده، چرا در زمان قطعی برق مورد استفاده قرار نگرفت؟
و اگر نبوده، مسئولیت تأمین برق اضطراری برای چنین حوزه حساسی با چه دستگاهی بوده است؟
اینها سؤالهای سادهای هستند، اما پاسخ آنها میتواند ابعاد حادثه را روشن کند.

ما دنبال یک پاسخ برای بستن پرونده نیستیم.
دنبال احقاق حق داوطلبانیم.
اگر در اثر قطعی برق، تمرکز، آرامش یا روند آزمون داوطلبان آن حوزه تحت تأثیر قرار گرفته و حقی از آنان ضایع شده است، این حق نباید نادیده گرفته شود.
باید حادثه دقیق بررسی شود، میزان اثر آن بر داوطلبان مشخص شود و راهکار جبران حق تضییعشده آنان اعلام شود.
چون کنکور برای این داوطلبان فقط چند ساعت امتحان نیست.
ماهها و سالها درس خواندن است.
هزاران تست است.
هزاران ساعت مطالعه است.
امید یک خانواده است.
و برای بعضیها فرصتی است که شاید دقیقاً به همین شکل دوباره تکرار نشود.
در اهواز تنها گرما کلافهکننده نیست؛
سکوت و بیپاسخی هم کلافهکننده است.
ما از زبان همان داوطلبی میپرسیم که روز گذشته پشت همان میز نشسته بود و ناگهان چراغهای سالن خاموش شد:
چه کسی پاسخگوی آن دقایق از دسترفته است؟
چه کسی پاسخگوی تمرکز از دسترفته است؟
و اگر حقی در نتیجه این حادثه ضایع شده، چه کسی و چگونه آن را جبران میکند؟
ما پاسخ میخواهیم.
دلیل میخواهیم، نه توجیه.
مستند میخواهیم، نه روایت.
و مهمتر از همه، میخواهیم مطمئن شویم اتفاقی که دیروز افتاد، فردا برای داوطلب دیگری تکرار نمیشود.
چند سؤال ساده؛ برای روشن شدن حقیقت، پاسخگویی و احقاق حق داوطلبان.













