حفاریهای رهاشده آبفا؛
از چاله به چاه
سالهاست حفاریهای آبفا در خیابانها و محلههای مختلف اهواز، به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است؛ خیابانهای اصلی و فرعی که هفتهها و گاهی ماهها درگیر عملیات بودهاند، مسیرهایی که بسته شدهاند، ترافیکهایی که ایجاد شده و شهروندانی که برای عبور از یک مسیر کوتاه، ناچار به طی کردن مسافتهای طولانیتر شدهاند.
ضرورت اصلاح و توسعه شبکه فاضلاب اهواز قابل انکار نیست. این شهر سالهاست با مشکلات جدی در حوزه فاضلاب مواجه است و اجرای پروژههای اصلاحی یک ضرورت است؛ اما سؤال اینجاست که بعد از این همه سال حفاری و صرف هزینه، نتیجه ملموس این عملیات برای مردم چه بوده است؟
مردم در همین سالهایی که با حفاریهای آبفا دستوپنجه نرم کردهاند، بارها با نخستین بارندگیها شاهد پسزدگی فاضلاب به معابر و حتی منازل خود بودهاند. یعنی در حالی که بخشهایی از شهر هفتهها و ماهها درگیر حفاری، خاک، چاله و اختلال در تردد بوده، با آغاز بارندگی همچنان همان مشکل قدیمی خود را نشان داده است.
اگر هدف از این حفاریها اصلاح شبکه فاضلاب و جلوگیری از همین مشکلات بوده، طبیعی است که مردم انتظار داشته باشند نتیجه آن را در زمان بارندگی ببینند؛ نه اینکه پس از تحمل ماهها اختلال، دوباره با پسزدگی فاضلاب و آبگرفتگی مواجه شوند.
واقعیت این است که در سالهای اخیر، بخش قابل توجهی از بارندگیهای معمول گذشته نیز در اهواز رخ نداده و شهر دورههای خشکسالی و کمبارشی را پشت سر گذاشته است. بنابراین فرصت چندانی برای ارزیابی عملکرد شبکه در بارندگیهای سنگین وجود نداشته؛ با این حال، همان بارندگیهایی که رخ داده نیز در برخی نقاط مشکلات فاضلاب را دوباره نمایان کرده است.
از سوی دیگر، کافی است امروز به محلههای مختلف اهواز سر بزنیم؛ بهسختی میتوان نقطهای را پیدا کرد که در آن یک حفاری رهاشده، معبر نیمهکاره یا گروهی مشغول حفاری با عنوان اصلاح و ترمیم شبکه فاضلاب دیده نشود.
مشکل فقط خود حفاری نیست؛ مشکل، مدت زمان بلاتکلیفی معبر پس از حفاری است.
گاهی پس از پایان عملیات، به جای ترمیم کامل، تنها خاک روی محل حفاری ریخته میشود و آسفالت نهایی هفتهها و حتی ماهها به تأخیر میافتد. نتیجه هم روشن است؛ آسیب به خودروها، دشواری تردد عابران، ایجاد گردوغبار و افزایش خطر برای شهروندان.
در این میان، اختلاف میان آبفا و شهرداری نیز سالهاست به یکی از مشکلات تکراری تبدیل شده است؛ یکی مسئولیت ترمیم را متوجه دیگری میکند و دیگری از تعهدات طرف مقابل میگوید.
اما برای مردم این اختلافات هیچ معنایی ندارد.
مردم نمیپرسند چاله متعلق به کدام دستگاه است؛ میپرسند چه کسی مسئول جمع کردن آن و ایمنسازی معبر است.
نمیتوان امنیت شهروندان را قربانی اختلافات اداری و پاسکاری مسئولیت کرد.

حالا خطر جدیتر است
اهواز در آستانه پاییز قرار دارد؛ فصلی که در چند سال اخیر عمدتاً با کمبارشی سپری شده، اما امسال شرایط متفاوتی پیشبینی میشود. هشدارها درباره اثرگذاری پدیده النینو و احتمال افزایش بارشها و وقوع بارشهای سنگین در غرب و جنوبغرب کشور، از جمله خوزستان، باید جدی گرفته شود.
این یعنی دیگر نمیتوان با این تصور که «اهواز پاییز پربارانی ندارد» از کنار حفاریهای رهاشده عبور کرد.
چالهای که امروز در هوای خشک بهوضوح دیده میشود، با جمع شدن آب میتواند پنهان شود. راننده ممکن است عمق آن را نبیند، موتورسوار متوجه محل حفاری نشود و عابر پیاده نیز نتواند مسیر ناایمن را تشخیص دهد.
بارندگی میتواند یک حفاری رهاشده را از یک مشکل عمرانی به یک خطر پنهان و جدی تبدیل کند.
آبفا باید پیش از آغاز بارندگی، آمار روشنی از حفاریهای تعیینتکلیفنشده ارائه کند؛ مشخص شود چه تعداد حفاری هنوز ترمیم نشده، کدام نقاط در معرض خطر بیشتری قرار دارند و برای ایمنسازی آنها چه اقدامی انجام شده است.
شهرداری نیز نباید اختلافات اجرایی با آبفا را بهانهای برای بلاتکلیفی معابر قرار دهد. اختلاف دو دستگاه باید در جلسات و پشت میزهای اداری حل شود، نه در خیابان و به هزینه مردم.
مردم اهواز دیگر وعده ترمیم نمیخواهند؛ معبر ایمن و نتیجه ملموس میخواهند.
باران هنوز شروع نشده است؛ بنابراین هنوز فرصت اقدام وجود دارد. میتوان حفاریهای رهاشده را شناسایی کرد، نقاط پرخطر را ایمن کرد، معابر را به وضعیت مناسب بازگرداند و اجازه نداد حادثهای دیگر، هزینه بیتوجهی امروز را به مردم تحمیل کند.
چاله امروز، تله فردا و حادثه پسفردا است؛ این چرخه باید پیش از آغاز بارندگی متوقف شود.
بعد از حادثه، هیچ توضیحی جای اقدام امروز را نمیگیرد.














