ضرورت بازنگری در سیاست پارکینگ و مدیریت ترافیک هسته مرکزی اهواز
وقتی جای پارک، خودش به مسئله ترافیک تبدیل میشود
آتشسوزی پارکینگ طبقاتی طالقانی اهواز، اگرچه خوشبختانه تلفات جانی نداشت، اما خسارتهای مالی و پرسشهای جدی درباره نحوه اجرای پروژههای شهری، رعایت الزامات ایمنی و چگونگی ورود یک پروژه به چرخه بهرهبرداری ایجاد کرد. اظهارات مطرحشده درباره آماده نبودن کامل این مجموعه هنگام افتتاح نیز ضرورت بررسی دقیق و شفاف این حادثه را دوچندان کرده است.
اما شاید مهمتر از خود حادثه، درسی باشد که باید از آن برای آینده شهر گرفت؛ درسی درباره یکی از مشکلات قدیمی اهواز: کمبود پارکینگ در هسته مرکزی شهر.
مرکز شهر اهواز را میتوان در سه محور قدیمی سلمانفارسی(نادری)، امام خمینی(ره) و طالقانی جستوجو کرد؛ محدودهای که از دهههای گذشته مرکز فعالیتهای تجاری و رفتوآمد شهر بوده است. در این سالها جمعیت شهر افزایش یافته، تعداد خودروها چند برابر شده و حجم سفرهای درونشهری بالا رفته، اما زیرساختهای هسته مرکزی متناسب با این تغییرات توسعه پیدا نکردهاند.
نتیجه روشن است؛ معابری که ساختار آنها متعلق به دهههای گذشته است، امروز باید بار ترافیکی شهری بسیار بزرگتر را تحمل کنند و در ساعات عصرگاهی، بهویژه با توجه به شرایط اقلیمی اهواز، گرههای ترافیکی تا ساعتها ادامه پیدا میکند.
در چنین شرایطی، پارکینگ استاندارد یکی از نیازهای جدی مرکز اهواز است؛ اما یک اشتباه محاسباتی را نباید مرتکب شد: تصور کنیم هر پارکینگی که ساخته شود، الزاماً ترافیک را کاهش میدهد.
پارکینگ اگر در نقطه نامناسب و بدون مطالعه دقیق شبکه معابر احداث شود، میتواند خود به یک کانون جذب خودرو تبدیل شود. خودروها در ساعت مشخصی برای ورود به پارکینگ حرکت میکنند و در بازه زمانی دیگری، تقریباً همزمان، از آن خارج میشوند؛ یعنی بخشی از بار ترافیکی را از یک نقطه به نقطهای دیگر منتقل میکنیم.
بنابراین پرسش اصلی فقط این نیست که «چند پارکینگ در مرکز اهواز داریم؟» باید پرسید: پارکینگها کجا ساخته شوند؟ چه ظرفیتی داشته باشند؟ ورودی و خروجی آنها چگونه طراحی شود؟ دسترسی آنها به شبکه معابر چگونه باشد؟ و مهمتر از همه، چگونه میتوان آنها را با حملونقل عمومی، مسیرهای پیاده و مدیریت توقف حاشیهای هماهنگ کرد؟
به بیان سادهتر، پارکینگ نباید صرفاً محل توقف خودرو باشد؛ باید بخشی از طرح مدیریت سفر در مرکز شهر باشد.
اقلیم اهواز نیز در این میان یک متغیر تعیینکننده است. گرمای شدید و تابش مستقیم خورشید، استفاده از پارکینگهای مسقف و برخوردار از تهویه مناسب را به یک ضرورت تبدیل میکند. پارکینگ کارون در خیابان کارون نمونهای از این ظرفیت است، اما نیاز شهر بسیار فراتر از یک مجموعه است و باید در مقیاس هسته مرکزی برای آن برنامهریزی شود.
از سوی دیگر، واقعیت اقتصادی ساختوساز در مرکز شهر را نیز نمیتوان نادیده گرفت. ارزش بالای زمینهای تجاری باعث شده احداث پارکینگ عمومی برای سرمایهگذار خصوصی، در مقایسه با ساخت مجتمع تجاری، جذابیت کمتری داشته باشد. بنابراین اگر قرار است بخش خصوصی در این حوزه وارد شود، شهرداری باید مدل اقتصادی آن را نیز طراحی کند؛ از مشوقهای قانونی و تخفیف عوارض گرفته تا مشارکت در تأمین زمین و الگوهای مشارکت عمومی و خصوصی.

اما حادثه طالقانی یک درس مهمتر هم دارد.
پارکینگ، پیش از آنکه یک پروژه عمرانی یا اقتصادی باشد، یک فضای عمومی است و ایمنی آن قابل مذاکره نیست. اگر اظهارات مطرحشده درباره تکمیل نبودن الزامات فنی و ایمنی این پروژه در زمان افتتاح، در بررسیهای رسمی تأیید شود، یک سؤال اساسی باقی میماند: چگونه پروژهای که هنوز شرایط لازم را نداشته، وارد چرخه بهرهبرداری عمومی شده است؟
افتتاح یک پروژه نباید هدف باشد؛ نتیجه اطمینان از آماده بودن آن باید باشد.
اگر پروژهای از نظر ایمنی، سازه، تأسیسات یا الزامات آتشنشانی آماده نیست، افتتاح آن نمیتواند صرفاً با تصمیم اداری یا ضرورت ثبت یک دستاورد توجیه شود. حادثه طالقانی باید روشن کند که در زنجیره تصمیمگیری پروژههای شهری، چه سازوکاری برای جلوگیری از تکرار چنین وضعیتی وجود دارد.
اکنون از شهرداری اهواز انتظار میرود موضوع را صرفاً به بازسازی پارکینگ طالقانی محدود نکند. این حادثه میتواند فرصتی برای بازنگری در سیاست پارکینگ هسته مرکزی اهواز باشد؛ بازنگریای که باید بر پایه مطالعات مهندسی ترافیک و شهرسازی، ظرفیت موجود، نقاط بحرانی، مکانهای مناسب احداث پارکینگ، مسیرهای دسترسی، آثار ترافیکی و شرایط اقلیمی انجام شود.
این مسئولیت البته تنها بر عهده شهرداری نیست. ساماندهی ترافیک و پارکینگ مرکز شهر، یک فعالیت بینبخشی است و همکاری شورای شهر، پلیس راهور، فرمانداری، اداره راه و شهرسازی، دستگاههای خدماترسان، سرمایهگذاران بخش خصوصی و دیگر نهادهای مرتبط را میطلبد.
پیشنهاد روشن این است که طرح جامع پارکینگ هسته مرکزی اهواز با مشارکت این دستگاهها تدوین و به یک برنامه اجرایی تبدیل شود؛ طرحی که مشخص کند کجا باید پارکینگ ساخت، چه ظرفیتی برای آن مناسب است، چگونه باید به شبکه معابر متصل شود و چه مشوقهایی میتواند سرمایهگذاری بخش خصوصی را اقتصادی کند.
اهواز به پارکینگ نیاز دارد؛ تردیدی در این نیست. اما پارکینگ باید بخشی از راهحل ترافیک باشد، نه بخشی از مسئله.
حادثه طالقانی را نباید فقط یک اتفاق پشت سر گذاشت. این حادثه میتواند هشداری برای شهری باشد که سالهاست هسته مرکزی آن زیر بار ترافیک فزاینده قرار دارد.
وقت آن رسیده است که درباره پارکینگ در اهواز، نه با نگاه پروژهای و مقطعی، بلکه با نگاه مهندسی، شهرسازی و آیندهنگر تصمیم بگیریم.
شهر به پارکینگ نیاز دارد؛ اما پیش از آن، به تصمیم درست درباره پارکینگ نیاز دارد.













