فناوریهای جهانی در حاشیه موانع تولید؛ معدن ایران به کدام سو میرود
تمرکز بر موانع تولید، از محدودیتهای ارزی و واردات تجهیزات تا کمبود زیرساختها، فرصت شناخت فناوریهای نوین معدنی را به حاشیه برده است؛ در حالی که تجربه کشورهای پیشرو، از جمله هند، نشان میدهد توسعه اکتشاف، نوسازی تجهیزات و تنوعبخشی به شرکای فناورانه، از الزامات ارتقای بهرهوری و رقابتپذیری صنایع معدنی است.
بخش معدن ایران سالهاست از دریچه مشکلات تولید بررسی میشود؛ مسائلی که اگرچه واقعی و اثرگذارند، اما تمام چالشهای این بخش را توضیح نمیدهند. در کنار محدودیتهای جاری، پرسش مهمی نیز مطرح است: معادن ایران برای همگامی با تحولات جهانی به چه فناوریهایی نیاز دارند و در صورت کاهش موانع واردات و تأمین ارز، کدام مسیر برای نوسازی این بخش باید در اولویت قرار گیرد؟ تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد توسعه معدن صرفاً با تأمین ماشینآلات و رفع موانع جاری محقق نمیشود، بلکه به شناخت فناوریهای جدید، تقویت فعالیتهای اکتشافی و بازنگری در الگوهای همکاری بینالمللی نیز نیاز دارد.
کیوان جعفریطهرانی، تحلیلگر ارشد بازار بینالمللی آهن و فولاد، با تأکید بر ضرورت تغییر زاویه نگاه به توسعه معدن و صنایع معدنی، معتقد است تمرکز بر مشکلات روزمره تولیدکنندگان نباید تحولات جهانی و فرصتهای توسعهای را از دید فعالان این حوزه دور نگه دارد. تجربه هند در توسعه اکتشافات سنگآهن و برنامهریزی برای افزایش ظرفیت فولاد، یکی از نمونههایی است که میتواند برای ایران آموزنده باشد؛ تجربهای که اهمیت پیوند میان منابع معدنی، فناوری تولید و بازار مصرف را برجسته میکند.
توسعه صنعتی از مسیر اکتشاف
جعفریطهرانی با اشاره به سابقه بیش از ۶۰ساله زنجیره فولاد ایران بیان کرد: برخورداری از ظرفیتهای تولیدی و نیروی انسانی متخصص، بهتنهایی برای حفظ جایگاه کشور در بازارهای جهانی کافی نیست. تغییر استانداردهای تولید، حرکت به سمت فولاد سبز و تحولات فناوری نشان میدهد که صنایع باسابقه نیز برای حفظ توان رقابتی خود باید بهطور مستمر فناوریها و شیوههای تولیدشان را بهروز کنند.
او با اشاره به برنامههای بلندمدت چین و هند افزود: این دو کشور، با وجود تفاوت در سطح توسعه صنعتی و ساختار اقتصادی، افزایش ظرفیت تولید فولاد را دنبال میکنند و همزمان برای تغییر فناوری تولید و کاهش آلایندگی برنامه دارند. در این میان، تجربه هند از آن جهت اهمیت دارد که توسعه ظرفیت فولاد را در کنار شناسایی منابع معدنی و گسترش فعالیتهای اکتشافی پیش برده است.
به گفته این تحلیلگر، هند در سال ۲۰۱۷ هدف دستیابی به ظرفیت ۳۰۰ میلیون تن فولاد تا سال ۲۰۳۰-۲۰۳۱ را مطرح کرد؛ هدفی که در آن زمان بلندپروازانه به نظر میرسید. این کشور در ادامه، افق تولید ۶۰۰ میلیون تن فولاد تا سال ۲۰۴۷ را نیز در برنامههای خود قرار داد. توجه به توسعه اکتشافات و شناسایی ذخایر جدید سنگآهن در کنار این اهداف، نشان میدهد که برنامهریزی برای افزایش ظرفیت صنعتی باید از تأمین مواد اولیه تا فناوری تولید و بازار مصرف را بهصورت یکپارچه دربر بگیرد.
این تجربه برای ایران نیز اهمیت دارد؛ زیرا توسعه صنایع معدنی بدون شناخت دقیق ذخایر، دسترسی به فناوریهای متناسب و ارزیابی اقتصادی طرحها نمیتواند به افزایش پایدار بهرهوری منجر شود. در چنین شرایطی، توسعه اکتشاف و نوسازی تجهیزات باید در پیوند با یکدیگر بررسی شوند، نه بهعنوان دو برنامه مستقل.

ضرورت نوسازی فناوری و توسعه اکتشاف برای افزایش رقابتپذیری معادن ایران
ضرورت بازنگری در شرکای فناورانه
یکی از محورهای مورد تأکید جعفریطهرانی، ضرورت بازنگری در الگوی تأمین فناوری صنایع معدنی ایران است. به گفته او، صنعت فولاد کشور در سالهای گذشته تا حد زیادی به فناوری چین متکی بوده است؛ موضوعی که به معنای نادیده گرفتن ظرفیت همکاری با این کشور نیست، اما بررسی توانمندی سایر کشورهای پیشرو را نیز ضروری میکند.
انتخاب فناوری در بخش معدن باید بر اساس نیازهای واقعی هر بخش انجام شود. فناوریهای مورد استفاده در اکتشاف، استخراج و فرآوری الزاماً یکسان نیستند و شرایط زمینشناسی معادن، نوع ذخایر و نیازهای عملیاتی در انتخاب تجهیزات و روشهای مناسب نقش تعیینکننده دارند. از این رو، نمیتوان یک نسخه واحد برای تمام معادن کشور تجویز کرد یا صرفاً بر اساس امکان خرید یک تجهیز، آن را در اولویت قرار داد.
بر این اساس، تنوعبخشی به شرکای فناورانه زمانی میتواند به ارتقای توان صنعتی منجر شود که با ارزیابی دقیق فناوریها و تطبیق آنها با نیازهای معادن همراه باشد. بررسی تجربه هند در کنار همکاریهای موجود با چین و شناخت ظرفیت سایر کشورهای پیشرو، میتواند دامنه انتخابهای ایران را گسترش دهد؛ مشروط بر آنکه این رویکرد بر مبنای نیاز فنی و اقتصادی بخش معدن شکل بگیرد.
رقابت جهانی فراتر از ظرفیت تولید
تحولات بازار جهانی فولاد نیز نشان میدهد که نوسازی فناوری بهتنهایی برای حفظ موقعیت رقابتی کافی نیست. جعفریطهرانی با اشاره به رقابت کشورها برای حضور مؤثرتر در بازارهای بینالمللی تصریح کرد: تحولات این بازار علاوه بر افزایش ظرفیت تولید، به رقابت بر سر بازارهای صادراتی و حضور در نهادهای بینالمللی نیز مربوط میشود.
او با اشاره به حضور نمایندگانی از عربستان سعودی، ترکیه و امارات متحده عربی در سمتهای مدیریتی و نظارتی انجمن جهانی فولاد، بر اهمیت رصد تحولات منطقهای و بینالمللی تأکید کرد. به گفته او، افزایش تولید در کشورهایی مانند ویتنام نیز میتواند رقابت در بازارهای صادراتی سنتی ایران، بهویژه در جنوب شرق آسیا، را تشدید کند.
در چنین شرایطی، برنامهریزی برای آینده صنایع معدنی باید فراتر از خرید ماشینآلات و انتقال فناوری باشد. شناخت بازارهای هدف، بررسی روند سرمایهگذاری رقبا، ارزیابی ظرفیتهای جدید تولید و توجه به الزامات فروش محصول نهایی، از جمله عواملی هستند که میتوانند اثربخشی سرمایهگذاریهای فناورانه را تعیین کنند. فناوری زمانی به افزایش توان رقابتی منجر میشود که استفاده اقتصادی از آن، دسترسی به مواد اولیه و امکان عرضه محصول در بازار نیز مورد توجه قرار گیرد.
نوسازی معدن در سایه محدودیتها
تحریمها و دشواری دسترسی به تجهیزات پیشرفته، از موانع مهم توسعه صنایع معدنی ایران هستند. جعفریطهرانی با اشاره به این محدودیتها و آسیبهای واردشده به زیرساختهای فولادی در جنگ ۴۰روزه، بر ضرورت بازسازی و ارتقای ظرفیتهای تولیدی تأکید کرد؛ با این حال، محدودیتهای موجود نباید برنامهریزی برای آینده این صنعت را به حاشیه براند.
مسئله این است که در صورت کاهش موانع واردات و مشکلات تأمین ارز، چه فناوریهایی باید در اولویت قرار گیرند و کدامیک میتوانند بیشترین اثر را بر بهرهوری، کیفیت تولید و رقابتپذیری داشته باشند. پاسخ به این پرسش مستلزم آن است که نیازهای فناورانه معادن کشور پیش از فراهم شدن امکان خرید تجهیزات، بهصورت کارشناسی شناسایی و اولویتبندی شوند.
این ضرورت به زنجیرههای مس و آلومینیوم نیز مربوط است؛ هرچند موقعیت رقابتی ایران در این صنایع با فولاد تفاوت دارد. بررسی تجربه کشورهای پیشرو و شناسایی مسیرهای انتقال فناوری باید با توجه به ظرفیتهای معدنی کشور، نیاز تولیدکنندگان و شرایط بازار هر صنعت انجام شود.
در نهایت، مسئله معدن ایران تنها دسترسی به تجهیزات و فناوریهای روز نیست، بلکه انتخاب درست فناوری و شناخت مسیرهای توسعه در جهان نیز اهمیت دارد. رفع موانع تولید همچنان ضرورتی جدی است، اما بدون تعیین اولویتهای فناورانه، توسعه اکتشاف و ارزیابی گزینههای همکاری بینالمللی، کاهش محدودیتها لزوماً به ارتقای جایگاه رقابتی معادن کشور منجر نخواهد شد. عبور از نگاه صرفاً مسالهمحور به معنای نادیده گرفتن مشکلات داخلی نیست؛ بلکه به این معناست که همزمان با پیگیری موانع موجود، برای آینده فناوری معدن ایران نیز برنامهای روشن و مبتنی بر نیازهای واقعی تدوین شود.












